أَیْنَ الْأَنْجُمُ الزّاهِرَةُ...؟

اذْهَبُواْ فَتَحَسَّسُواْ مِن یُوسُفَ

أَیْنَ الْأَنْجُمُ الزّاهِرَةُ...؟

اذْهَبُواْ فَتَحَسَّسُواْ مِن یُوسُفَ

هوالحق

وبلاگ نوشتن را از دوم راهنمایی شروع کردیم!

بعد وارد دبیرستان شدم و وبلاگ اول که دو نفری بود تعطیل شد و تمام نوشته هایش هم... اسمش "راز انتظار" بود!

دبیرستان از سال اول تا سوم وبلاگی داشتم که یکباره تصمیم گرفتم دیگر نباشد و بالتبع همه نوشته هایش هم... اسمش "راز ماه من" بود!

از سال سوم وبلاگی داشتم تا همین حالا که اول سال چهارم دانشگاه هستم! اسمش "ستاره های شب دنیا" بود! این یکی رو دیگه واقعا می خواستم نگه دارم... اینکه آدم هر ازگاهی برگردد و سیر بزرگ شدنش را نگاه کند... سیر نوشته هایش را نگاه کند، عقاید و دغدغه هایش را مکتوب کند...احساساتش را به زبان بیاورد واقعا دوست داشتنی بود! اما اتفاقاتی افتاد که خارج از دست من بود و بالاخره خدا نشان داد که به هیچ چیز نباید وابسته بود حتی وبلاگ...حتی تسبیح! حالا همه نوشته های این چند سال اکثرا رفته است و دوباره باید از صفر شروع کرد!


دوباره بنا می کنیم بنای مهدی را...

۳ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۶ مرداد ۹۴ ، ۱۹:۳۰
علی...

شما هم حس می کنید که در این یک ماهه انگار دستی خدایی جریان حاکم را به زیر می کشد و قلوب مردم را بر روی کسی دیگر مجتمع می کند...؟

این روزها در سال 92 مطمئن بودم که حاصل کار مطلوب جریان انقلابی نیست... اما این روزها در اوج ناامیدی بسیار امیدوار شدم...!


خدایا تو ولی ما هستی، بارالها تو این انقلاب را ایجاد کردی تا برای ظهور مهدی عج زمینه سازی کند، پس خودت نجاتمان بده و دل های مردم را به سمت کسی که تو می پسندی قرار بده...

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۱ ۲۵ ارديبهشت ۹۶ ، ۱۹:۵۶
علی...

در همه ی این ۸-۹ سال اخیر فقط دو تا عید را دوست داشتم...

یکی عید سال سوم راهنمایی که باید برای کنکور ورود به دبیرستان علامه (گرچه می دانستنیم همه قبول می شویم) درس میخواندم و دیگری عید سال پیش دانشگاهی.‌‌..

نه اینکه درس خوندن رو خیلی دوست داشته باشم... قصه این بود که در این دو سال هدف واضح و روشن و فقط و فقط یک چیز بود... عزم زیاد بود و ذهنم پر از امید و بقیه هم انتظاری جز رسیدن به هدف نداشتند...

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۹ فروردين ۹۶ ، ۱۴:۱۱
علی...

به نام او...

آمده بودند برای عیادت، حضرت مادر(س) راهشان نداده بود، موقع برگشت علی(ع) را دیده بودند و او را واسطه قرار دادند که کاری کن تا فاطمه (س) اجازه ورود بدهد... حضرت با فاطمه(س) در میان گذاشته بود و بعد مادر(س) فرموده بود:" علی جان، خانه، خانه شماست و فاطمه کنیز شما..."


شب ها، فاطمه (س) سوار بر چهارپایی به در خانه های انصار می رفت تا برای علی(ع) بیعت بگیرد... در را بر رویش می بستند، جوابش را نمی دادند و دلش را شکستند... بغض کرده بود و آه کشیده بود که "مثل امام، مثل کعبه است...مردم باید دور آن طواف کنند نه آنکه او دور مردم طواف نماید..."


تاریخ اما نایستاد و قصه دوباره تکرار شد...


عصر هفتم ذی الحجه، عباس(ع) دندان به هم ساییده بود و بالای بلندی ایستاده بود و خطاب به حاجی های ظاهری غروب مکه فرموده بود: "و اگر حکمت های خداوند بلند مرتبه نبود و اسرار بالا و امتحانات موجودات نبود، همانا بیت به سوی ایشان [حسین (ع)] پرواز می کرد؛ قبل از اینکه مردم حجر را لمس کنند، حجر دستانش [حسین (ع)] را استلام می کند و اگر خواست مولای من خواست خداوند رحمان نبود هر آینه بر سر شما مانند بازِ شکاری که بر گنجشکان فرود می آید نازل می شدم."


حالا این روزها که دوباره عطر بهشتیه شما در کوچه های دنیاهایمان پیچیده است، باز انگار به یاد آورده ایم که ما باید به سمت امام عالم پرواز کنیم و تمام زندگیمان طواف به دور او باشد... اصلا این روزها همه چیز به هم گره خورده است و انگار باید دوباره بیعت کرد...


سیما قدم های محکمش را نشان می دهد وقتی قدم به قدم از هواپیما پایین می آید و کمی آنطرف تر بغض های مردمی که یک به یک می شکند و دور او جمع می شوند... اصلا امام عالم خود فرموده بود: " مردی از قم، مردم را به حق دعوت کند، افرادی پیرامون او جمع می شوند که قلب هایشان همچون پاره های آهن استوار است. بادهای تند حوادث آنان را نلغزاند، از جنگ خسته نشده و نترسند، توکل بر خدا است و سرانجام کار از آن پرهیزکاران است."


همه آمده بودند تا به عشق حسین(ص) دور او بگردند، او که آمده بود تا همه، "رفتار" در قبال "ولی" را با او تمرین کنند... او که برایمان گفته بود ولایت فقیه همان ولایت رسول الله (ص) است. وقتی آمد، بسیجیان مخلص روح الله آنقدر دورش چرخیده بودند تا ایران شده بود "امت" در قبال "امام امت"...

یکبار در زمان حضرت روح الله دیدیم که وقتی همه هماهنگ با پیش قراول باشیم می توانیم زمینه امت شدن را فراهم کنیم. یکبار دیده ایم که وقتی خودمان را با ولی جامعه هماهنگ می کنیم چقدر فضا به سمت بهشت شدن می رود...


این روزها همه چیز با هم گره خورده است، دلمان با فاطمیه می رود و چشمانمان صورت نورانی پیرمرد را قاب می گیرد و عقل هایمان یادآوری می کند که تنها راه نجات این است که بار دیگر گرد ولی جامعه جمع بشویم و دور او بگردیم تا نشان دهیم که بارالها! ما همان ملتی هستیم که امام کاظم(ع) فرمود در مقابل طوفان های سخت روزگار نمی لغزیم...

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ بهمن ۹۵ ، ۱۹:۱۹
علی...

می نشینم کنج اتاقم و سرم را میگیرم بین زانوها که عجب...

با خودم فکر می کنم که کدام سربازی را دیده اید که برای فتح قلب سپاه دشمن رجز بخواند و نتواند یک خار از پای همسنگرش بیرون بکشد...؟

چشمانم را می بندم و بار دیگر مطمئن می شوم که هرچه هست از کم بودن من است... وگرنه مگر می شود نسیم بهشتی به کسی بخورد و تغییر نکند...؟

دلم برای نزدیکانم می سوزد و همچنان از کوچکی های خودم به خدا شوایت می برم که انت اکرم من ان تضیع من ربیته...

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ بهمن ۹۵ ، ۱۹:۱۱
علی...

به نام او

این چند روز را خیلی سعی می کنم به عنوان یک دانشجوی ارشد هوافضا  بیطرفانه گوشه ای بنشینم و با نظر مثبت نگاه کنم و به خودم دلداری بدهم که اینطوری ها هم نیست!

خیلی هم بد نشده ست و بالاخره نیازکشور بوده است و ...

اما...

دو سه خبر با هم می رسد و عجیب نابود میکند تمام خوش بینی هایم را!

اولی از جذب شدن تعدادی از نخبگان صنعت فضایی کشورمان می گوید که عطای ایران را به لقایشان بخشیده اند و رفته اند تا سرو سامانی به کشور دوست و همسایه یعنی امارات بدهند! همان هایی که نوابغی بودند و اینجا آقایان به هیچ حسابشان می کردند حالا در امارات وعده ی حقوق ماهی 15000 دلاری گرفته اند و آستین بالا زده اند! البت از همین جا هم میشود حس کرد بغض های توی گلویشان را وقتی ماهواره های ساخته خودشان از بالای سر ایران عبور می کند درحالیکه هیچ ربطی به ایران ندارد...!

یادم افتاده است به دقیقا دو سال پیش! همان روزهایی که قبل از انحلال سازمان فضایی توسط دولت تدبیر با بسیج دانشجویی دانشگاه های تهران یکی شدیم و بیانیه ای نوشتیم بلند بالا که محض رضای خدا دست از این حماقت بزرگ بردارید! آن زمان هنوز خبری از این مهاجرت ها نبود ولی ما در یکی یکی از بندهای این بیانیه نوشته بودیم که:

"پس از موفقیت های تحسین بر انگیز ، کشورهای منطقه در راستای رقابت با کشورمان در دوحوزه ی ماهواره های مخابراتی و ارسال انسان به فضا سرمایه گزاری های کلانی را انجام داده اند که در یک مورد میتوان به سرمایه گزاری 5.5میلیارد دلاری کشور امارات درطرح ارسال انسان به مریخ اشاره نمود و از آنجایی که این کشور ها فاقد پشتوانه ی علمی کافی در این حوزه هستند احتمال استفاده از نخبگان فضایی کشورمان بسیار بالاست. چراکه در موضوع مهاجرت خلبانان به این کشورها این پدیده درسطح کلان رخ داده است ولازم است مسئولین به اهمیت این مسئله توجه ویژه ای داشته باشند. اما با کمی فراست میتوان این تهدید را هم به فرصت تبدیل کرد و کشور های منطقه را به سرمایه گذاری در این حوزه و در کشور خودمان ترغیب کنیم نه اینکه مقدماتی را فراهم کنیم که متخصصان کشورمان تبدیل به نیروهای کارآمد دیگران بشوند."

حالا بعد از دو سال دلم میخواهد زار زار گریه کنم که به خیر شما نیاز نبود! حداقل شر نمی رساندید و سازمانی که داشت کارش را می کرد منحل نمی کردید!

در ناراحتی های این خبر بودم که خبر دوم اعصاب را با هرچه درش بود جوید و رفت!

اشتباه نشود! ابدا مخالف خرید هواپیمای نو نیستم! اصلا آن را برای پیشرفت لازم هم می دانم! اما کمی انصاف هم خوب چیزیست! ناف بعضی ها را انگار با حقارت بریده اند...! این حجم از ذوق زدگی برای فرود یک هواپیما که تازه قراردادش هم خیلی شفاف نیست که بفهمیم دقیقا چه داده ایم و چه گرفته ایم چنان احساس انزجاری را منتقل می کند که دلم میخواهد سرم را به دیوار بکوبم!


واقعیتش ناراحتم برای خودمان که قرار است با کدام معجزه تمام این خاطرات تلخ را جبران کنیم...؟

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ دی ۹۵ ، ۰۱:۰۶
علی...

وَمِنْ آیَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُم مِّنْ أَنفُسِکُمْ أَزْوَاجًا لِّتَسْکُنُوا إِلَیْهَا وَجَعَلَ بَیْنَکُم مَّوَدَّةً وَرَحْمَةً ۚ إِنَّ فِی ذَٰلِکَ لَآیَاتٍ لِّقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ

و از نشانه‌هاى او اینکه از [نوع‌] خودتان همسرانى براى شما آفرید تا بدانها آرام گیرید، و میانتان دوستى و رحمت نهاد. آرى، در این [نعمت‌] براى مردمى که مى‌اندیشند قطعاً نشانه‌هایى است.

گاهی فقط باید به خدا اعتماد کرد و لبخند زد و به این فکر کرد که چقدر خوب که حالا بقیه مسیر را لازم نیست تنهایی طی کرد...

خدا ان شاءالله به همه جوونا یک عدد همسفر خوب عطا کنه:)

خدایا با اجازه ی شما: 

یا علی گفتیم...

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۳ دی ۹۵ ، ۱۸:۴۷
علی...

به نام او

پرده اول:

و وَصَّیْنَا الْإِنْسانَ بِوالِدَیْهِ إِحْساناً حَمَلَتْهُ أُمُّهُ کُرْهاً وَ وَضَعَتْهُ کُرْها... خبر شهادت حسین (ع) را قبل از تولدش به فاطمه(س) دادند... ناراحت بود، گریه کرد و راضی به تولد او نبود. صاحب رحمت به پیشش آمد و برایش خبری از غیب آورده بود... برایش گفته بود که اتفاقی در این امت خواهد افتاد که اگر خون حسین نباشد درهای امامت برای همیشه بر روی بشریت بسته خواهد شد... مادر(س) گریه کرده بود و فرموده بود که راضی شدم...

 

پرده دوم:

تمام توانش را آورده بود! دریای نور داشت پایین می آمد و او همه توانش را آورده بود! نباید می گذاشت چنین اتفاقی بیفتد. نباید می گذاشت که مردم به تبعیت از " نور الذی انزل معه" کشیده شوند... غدیر نباید اتفاق می افتاد و ابلیس خوب می دانست و از مدت ها قبل تمام توانش را با محوریت یهود به صحنه کشانده بود...! شجره ملعونه مدت ها بود که ریشه دوانده بود و پیامبر تمام سعیش را در مبارزه بکار گرفت! در زمان حضورش در مدینه تکلیف یهود را یکسره کرده بود و بارها و بارها قلعه های ظاهری و درونی آن ها را دچار تزلزل کرد... اما ابلیس تمام توانش را با فتنه یهود برای غدیر آماده کرده بود... اصلا برای همین هست که در آیات غدیریه سوره مائده خداوند ناگهان خطابه را عوض می کند و بحث اهل کتاب را پیش می کشد که کاش به دین های خودتان باقی می ماندید ولی به "ما انزل الیک من ربک" که همان ولایت علی (ع) بود ایمان می آوردید... و در آخر برای پیامبرش گفته بود که " قُلْ یا أَهْلَ الْکِتابِ لَسْتُمْ عَلی شَیْ‏ءٍ حَتّی تُقیمُوا التَّوْراةَ وَ اْلإِنْجیلَ وَ ما أُنْزِلَ إِلَیْکُمْ مِنْ رَبِّکُمْ وَ لَیَزیدَنَّ کَثیرًا مِنْهُمْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ طُغْیانًا وَ کُفْرًا فَلا تَأْسَ عَلَی الْقَوْمِ الْکافِرینَ " (مائده-68) ای پیامبر به اهل کتاب بگو که شما هیچ نیستید مگر آنکه به تورات و انجیل و آنچه از جانب خدایتان نازل شد ایمان بیاورید... و در ادامه خداوند خود فرمود که ای پیامبر بدان که این امر طغیان و کفر آن ها را در پی دارد...


پرده سوم:

اهل کتاب طغیان کردند، شجره ملعونه فتنه کرد... طوری که فرمود وَ الشَّجَرَةَ الْمَلْعُونَةَ فِی الْقُرْآنِ وَ نُخَوِّفُهُمْ فَما یَزیدُهُمْ إِلاّ طغیانا کبیرا... سقیفه برپا شد! یهود، همان ها که پیامبر را قبل از ولادتش می شناختند آن چنان که فرزندانشان را و خداوند در باره شان گفته بود "یَعْرِفُونَهُ کَمَا یَعْرِفُونَ أَبْنَاءهُمْ"، همان ها که گفته بودند دسته خدا بسته است و خداوند برایشان فرموده بود که "وَ لُعِنُوا بِما قالُوا بَلْ یَداهُ مَبْسُوطَتانِ یُنْفِقُ کَیْفَ یَشاءُ وَ لَیَزیدَنَّ کَثیرًا مِنْهُمْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ طُغْیانًا وَ کُفْرًا" همان ها با بعضی از مسلمانان امت دست به دست هم گذاشتند و در مقابل غدیر فتنه ای عظیم بپاکردند... فتنه ای که دیواری بلند و قطور در مقابل خورشید بنا کرد تا بتواند همیشه تاریخ را در ظلمت محض قرار دهد...


پرده چهارم:

تاریکی کم کم همه جار را گرفته بود... طغیان کبیر شجره ملعونه و همراهی مردم باعث شده بود تا تمام تاریخ در ظلمت محض قرار بگیرد و این بین باید اتفاقی عظیم می افتاد... آنقدر عظیم که بتواند در مقابل طغیان کبیر قد علم کند و این دیوار قطور را برای همیشه از سر راه بردارد...

دو نفر مجرایی شده بودند تا شجره ملعونه حجاب هایی عظیم در عوالم ایجاد کنند و حالا نیاز بود تا دو ثارالله به میدان بیایند و این حجب را پاره کنند. السلام علیک یا ثار الله وابن ثاره...

حسین(ع) در شب قدر سال 61 هجری برای خود و یارانش شهادت را امضا کرد تا برای همیشه حجاب های عظیم تشکیل شده در عوالم را از بین ببرد و راه را برای ادامه امامت و تشکیل حکومت حقه باز کند... اصلا همان شد که مولایمان امام حسن عسکری(ع) برایش فرموده بود: "اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِحَقِّ الْمَوْلُودِ فِی هَذَا الْیَوْمِ الْمَوْعُودِ بِشَهَادَتِهِ قَبْلَ اسْتِهْلالِهِ وَ وِلادَتِهِ... الْمُعَوَّضِ مِنْ قَتْلِهِ أَنَّ الْأَئِمَّةَ مِنْ نَسْلِهِ..."


پرده پنجم:

یهود حالا مدت هاست که شده است بازویی برای ابلیس! حالا مدت هاست که دوباره قصد فتنه کرده است و اینبار هم هستند مجراهایی از امت اسلام تا در همان نقشه ها به خوبی نقش بازی کنند...

و باز هم اثر ثارالله هست که با حجاب ها می جنگد تا راه را برای اصلاح امت جدش رسول الله(ص) باز کند و همه عالم را برای مهدی(عج) حرکت بدهد...

مولا جان! ما شهادت می دهیم که اربعین شما مصداقیست از همان آیه ای که فرمود" یرِیدُونَ لِیُطْفِئُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ کَرِهَ الْکَافِرُونَ" آن ها می خواهند نور خدا را با دهان خاموش کنند اما خدای حسین(ص) نورش را تام می کند...

حسین جان اگر شما نبودید مسیر امامت برای همیشه بر روی ما بسته می شد و در تاریکی محض جان می دادیم.

مولا جان! اگر شما برای خودتان امضا نمی کردید تا اینگونه خونتان جاری شود ما مستضعفین فی الارض هیچگاه امید شنیدن صدای مهدی را نداشتیم.

مولا جان! چگونه نعمت شما را شکر کنیم؟ حسین جان چگونه شکر کنیم که باز هم نورتان را بیشتر کرده اید و ماجرای عظیم اربعین را رقم زده اید تا تمام حق طلبان عالم به خود بیایند و در مقابل فتنه ابلیس که باز هم با محوریت یهود و دست و بازوی بعضی از خیانتکاران جهان اسلام درحال اجراست بایستند...؟

مولا جان! نمی دانم چرا  مسئولین دولت جمهوری اسلامی ایران یاد نگرفته اند تا نعمت وجود شما را شکر کنند؟ تا حتی یکبار هم که شده از ولایت شما بگویند... مولا جان! به تصریح آیات قرآن اصرار در جلب رضایت یهود و نصارا به معنی خروج از ولایت الله است و داخل شدن به ولایت یهود... مولا جان! ما را چه شده است که حالا برایمان می گویند که چرا به شکرانه لبخندهای منحوس یهود شکر نمی کنید؟ مولا جان کسی انوار عظیم شما را ندید و حالا مسئولین ما ناراحتند که چرا نعمت داخل شدن به فتنه یهود را کفران کرده ایم و حق شکرش را ادا نکرده ایم...؟

ما شهادت می دهیم که با تمام توان بایستیم تا نشان دهیم فقط و فقط تحت ولایت شما هستیم... ما شهادت می دهیم که تا آخرین نفس نشان دهیم از آن هایی نیستیم که فرمودید: مردم بندگان دنیایند و تا زمانی که دین معیشتشان را تامین کند دور آن می گردند و زمانی که به بلا امتحان شوند چقدر دینداران کم هستند... ما شهادت می دهیم تا نشان دهیم از کربلا درس مذاکره نگرفته ایم بلکه فهمیده ایم تا چطور باید تحت ولایت شما نفس کشید و در قبال فتنه قد علم کرد.

حسین جان! دلمان می خواهد نشان دهیم که رضایت یهود را جستجو کردن و تحت ولایت یهود رفتن ضلالت محض است و نعمت فقط نور شماست که هر لحظه بیشتر می شود و جبهه حق را برای مهدی سازمان دهی می کند...

حسین جان! می شود که ما را برای مهدی(عج) راهی کنید...؟

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ آذر ۹۵ ، ۱۹:۱۱
علی...

الحمد لله رب العالمین...

چه بسیار جوانان ارزشمندی که با نگاهی وسیع و تمدنی به جبهه های نبرد شتافتند و در این پیروزی بزرگ سهیم بودند. یادشان گرامی است و نامشان پر نور!

همانان که در وصیت نامه های نورانیشان چیزهایی نوشتند که دل های ما را به لرزه در می آورد و انگار که تلنگری می شود برای بیدار شدن از خواب های سنگینمان... وقتی که فرموده بود:" وقتی به غفلت‌ها و بیخیالی‌های خودم در زمانی که باید به یاری دین تو و انقلاب تو می‌پرداختم فکر می‌کنم، این آرزو برایم بزرگ می‌آید. اما لطف و کرم تو بزرگتر است. در دوران زندگی‌ام سعی کردم هیچ موضوع شخصی را از شما نخواهم و برای هیچ موضوع دنیایی شما را قسم ندهم، اما الآن در حرم جدت امام رضا(ع) شما را به مادرتان قسم می‌دهم که همه‌ی جوانان این انقلاب اسلامی را و در آخر این حقیر عاصی را برای نصرت خودتون تربیت کنید و برای سربازی خودتان به کار بگیرید."


پروردگارا جبهه ما گر چه اندک است و گاهی متشتت! اما خرسندیم که دست غیبی ولیت، بن بست ها را می شکافد، تحولات را می آفریند، عزت را به ارمغان می آورد، و خضوع و ستایش را بر پیشانی مومنان حک می کند! دیروز خرمشهر، بستان، سوسنگرد... امروز لبنان، عراق، یمن، شام. و در این میانه «حلب» نگین مقاومت شد تا آزادیخواهان عالم بدانند که اگر تمامی قدرت ها نیز پشت به پشت هم گرد آیند، دست ولی حق، بر آنان چیره خواهد شد! تا پاک طینتان و منصفان ببینند که جبهه باطل زبون است و جبهه حق، به پشتوانه ولیش قدرتمند و اثرگذار است.


خدا بخواهد نصرت خود را نصیب مومنین کند، زمان و مکان بی معنا می شود.

 اثبات بدعهدی کدخدا در برجام و آزادی حلب هر دو نصرت خداست.

باشد که پند بگیریم..


امروز کلید معادلات بر پاشنه ای دیگر خواهد چرخید. آیا متفکران از فرصت های ایجاد شده خدایی بهره خواهند برد؟ همان فرصت هایی که رسول خدا فرمود:" ان لربکم فی ایام دهرکم نفحات الا فتعرضوا لها"، در روزهای شما از طرف پروردگارتان نفحه هایی هست، آگاه باشید وخودتان را در معرض آن ها قرار دهید.


مدتی پیش، رهبر گرانقدرمان، امید خود را معطوف صاحب نظران و اندیشمندان کردند و سیاستمداران عالم را از صحنه های موجود عقب خواندند وقتی که فرمودند:"مسلمانان با همت خود تمدن نوین اسلامی را برپا کنند. این خطاب به علما و رشنفکران جهان اسلام است که غرب را قبله خود نمی دانند. من دیگر امید چندانی به سیاستمداران جهان اسلام ندارم."! سیاسیون عالم، اینک ضمن دلهره و عصبیت توامان! لبخندهای دیپلمات گونه خویش را بر چهره خواهند نشاند و باز نیز مسیر دیگری را برای حیله خواهند گشود. اینکه سیاستمداران ما چه می کنند، موضوع مطالعه این نوشته نیست، اما اندیشمندانی که نور اربعین حسینی ع را رصد کرده اند، دلهایشان هر ساله پیش از گام ها، مهمان سرزمین نینوا شده است، یقینا این فتح را بی ارتباط با فتوحات سال های اخیر جبهه حق نمی شمارند و یقینا فتح الفتوح حلب را کوچکتر از فتح خرمشهر عزیز نمیدانند که امام راحلمان در آن زمان بر دست و بازوی بسیجیان و.. بوسه زد که دست قدرت حق از آستین آنان بیرون آمد و آنان به آرم ما رَمَیْتَ إذْ رَمَیْتَ وَ لکِنَّ اللَّه رَمى‏ مفتخر دانست! آری اینچنین بود که خرمشهر را خدا آزاد کرد و امروز نیز خاطره آن روزهای شیرین برای انقلاب ما تکرار می گردد اما در عرصه ای وسیع تر! عرصه ای که اندیشه و نقشه راه خود را می طلبد و اندیشمندانی هوشمند که در دنیای ظلمانی امروزین، صرفا به نور خدایی می نگرند که؛ المومن ینظر بنور الله...

پ.ن: نوشته شده توسط عزیزی بزرگوار

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ آذر ۹۵ ، ۱۰:۱۷
علی...

به نام او...

پرده اول:

تاریخ از ابتدا تا انتها بر فراز ستون هایی به نام «وعده های الهی» سامان گرفته است. برای مثال اگر در زمان عقب بیاییم وعده هایی مانند بهشت های هفتگانه، قبل تر از آن وعده قیامت، قبل تر وعده ظهور و سرزمین های بعد از ظهور، وعده آخرالزمان و ... در این میان هر زمانی به ناچار بین دو وعده الهی قرار دارد و به سمت یک وعده جلو می رود. اما این میان آن چیزی که می تواند فضا را به سمت وعده بعده هدایت و راهنمایی کند «آیات» الهی هستند. آیاتی که خارج از توانایی بشر هستند و حاکی از اتفاقی بزرگ در راستای وعده آینده هستند.

پرده دوم:

وَقَضَیْنَا إِلَى بَنِی إِسْرَائِیلَ فِی الْکِتَابِ لَتُفْسِدُنَّ فِی الْأَرْضِ مَرَّتَیْنِ وَلَتَعْلُنَّ عُلُوًّا کَبِیرًا ﴿اسراء-4 و در کتاب آسمانى[شان] به فرزندان اسرائیل خبر دادیم که قطعا دو بار در زمین فساد خواهید کرد و قطعا به سرکشى بسیار بزرگى برخواهید خاست. فَإِذَا جَاءَ وَعْدُ أُولَاهُمَا بَعَثْنَا عَلَیْکُمْ عِبَادًا لَنَا أُولِی بَأْسٍ شَدِیدٍ فَجَاسُوا خِلَالَ الدِّیَارِ وَکَانَ وَعْدًا مَفْعُولًا ﴿اسراء-5 پس آنگاه که وعده [تحقق] نخستین آن دو فرا رسد بندگانى از خود را که سخت نیرومندند بر شما مى‏ گماریم تا میان خانه ‏ها[یتان براى قتل و غارت شما] به جستجو درآیند و این تهدید تحقق‏یافتنى است.

یکی از وعده های الهی نابودی بنی اسرائیل است، در زمانی که فساد آن ها بسیار آشکار شده است. در آن زمان خدای متعال بندگانی که دست و بازوی او شده اند و صاحب قوای شدید هستند را بر می انگیزد تا برای بار اول بنی اسرائیل را نابود کنند، و این وعده ای قطعیست.

پرده سوم:

حال زمان آن رسیده است که کمی فکر کنیم و شرایط زمانه را خوب بررسی کنیم. وعده الهی پیش روی ما چیست؟ به تصریح آیات و احادیث، وعده آخرالزمان به معنی خاص با اتفاقات جغرافیایی عجیب و نزول عذاب های الهی همراه خواهد بود و مطابق نظر خیلی از مفسرین ما وارد این فضا نشده ایم و قبل از وعده آخرالزمان هستیم. اما آیا فساد صهیونیست ها آشکار نشده است؟ آیا ربا که محصول بانکداری صهینونیستهاست عالم را فرا نگرفته است؟ آیا مظلومین عالم در همه جای دنیا توسط پول و سلاح های آن ها به خاک وخون کشیده نشده اند؟ آیا فحشا با اجازه و ترویج آن ها در اکثر کشورهای جهان در بدترین شکل خودش علنی نشده است؟ آیا نرسیده است زمانی که همگان شهادت دهند که صهیونیست ها «لتفسدن فی الارض» را به تمام و کمال اجرا کرده اند؟

بنظر می آید که وعده الهی پیش روی ما همان «وعده نابودی بنی اسرائیل» است، وقتی به سخنان رهبر معظم انقلاب نگاه می کنیم می بینم که ایشان هم این وعده را نزدیک می بینند که فرموده بودند:« رژیم صهیونیستی ۲۵ سال آینده را نخواهد دید.»

پرده چهارم:

برای نابودی بنی اسرائیل لازم است تا «عبادا لنا» شکل گیرد، یعنی باید یک جمع بزرگ به عبودیت کشیده شود و علاوه بر آن برای خدا باشند و دست و بازوی او. برای نابودی بنی اسرائیل لازم است تا امت واحده شکل گیرد و ملت های مسلمان همه به مانند یک پیکره باشند، همانطور که رهبر بزرگوار ما فرمودند:« [دشمنان] از اسلام عمل، اسلام اقدام، اسلام توده‌ی مردم، اسلام توکل به خدا، اسلام حسن ظن به وعد الهی که فرمود: «و لینصرنّ الله من ینصره»، میترسند. وقتی اسم این اسلام می‌آید، نشانی از این اسلام پیدا میشود، مستکبرین عالم به خودشان میلرزند - «کأنّهم حمر مستنفرة. فرّت من قسورة» (آنان مانند گورخرانی رمیده از شیر خشمگین فرار می کنند) - لذا نمیخواهند عنوانِ بیداری اسلامی باشد. ولی ما معتقدیم نخیر، این یک بیداری اسلامی است، بیداری حقیقی است، و رسوخ پیدا کرده است، امتداد پیدا کرده است، به این آسانی‌ها هم دشمنان نمیتوانند آن را از راه خودش منحرف کنند.»

پرده پنجم:

حال باید دید چه چیزی توانایی دارد تا در این بحبوحه -که دشمنان بر طبل تفرقه و جنگ هرچه بیشتر می کوبند- پیکره واحد اسلامی را شکل دهد و همه حق طلبان عالم را در جبهه حق جمع کند؟


 

پرده ششم:

امام عصر(عج) ارواحنا فداه- در توقیعی به شیخ مفید(ره)فرمودند: «...وَ لَوْ أَنَّ أَشْیَاعَنَا وَفَّقَهُمُ اللَّهُ لِطَاعَتِهِ عَلَى اجْتِمَاعٍ مِنَ الْقُلُوبِ فِی الْوَفَاءِ بِالْعَهْدِ عَلَیْهِمْ لَمَا تَأَخَّرَ عَنْهُمُ الْیُمْنُ بِلِقَائِنَا...» (چنانچه شیعیان ما- خدا به طاعت خود موفقشان بدارد-قلباً در وفاى به عهدشان اجتماع مى‏شدند نه تنها سعادت لقاى ما از ایشان به تأخیر نمى‏افتاد...) یکی از بزرگترین عوامل در جاده به سوی ظهور «اجتماع قلوب» است.

خدای متعال هم در آیه 103 سوره آل عمران از تالیف قلوب به عنوان ابزاری مهم نام می برد که از دست همگان حتی پیامبر خارج است و فقط و فقط نتیجه خواست اوست:« ...وَاذکُروا نِعمَتَ اللَّهِ عَلَیکُم إِذ کُنتُم أَعداءً فَأَلَّفَ بَینَ قُلوبِکُم فَأَصبَحتُم بِنِعمَتِهِ إِخوانًا وَکُنتُم عَلى شَفا حُفرَةٍ مِنَ النّارِ فَأَنقَذَکُم مِنها..» (و نعمت (بزرگِ) خدا را بر خود، به یاد آرید که چگونه دشمن یکدیگر بودید، و او میان دلهای شما، الفت ایجاد کرد، و به برکتِ نعمتِ او، برادر شدید! و شما بر لبِ حفره‌ای از آتش بودید، خدا شما را از آن نجات داد.)

پرده هفتم:

راه رسیدن به امت واحده برای نابودی بنی اسرائیل «اجتماع قلوب» است که گامی در جاده به سوی ظهور و در راستای « لَمَا تَأَخَّرَ عَنْهُمُ الْیُمْنُ» به شمار می رود.

پرده هشتم:

با وقوع انقلاب اسلامی گویی کلنگ حوادث به سمت وعده نابودی بنی اسرائیل زده شد، قدرت پوشالی آن ها که توسط ملت ایران به سخره گرفته شد روز به روز در دیدگان ملت های عالم افول کرد و قدرت انقلاب و جبهه حق روز به روز بیشتر... خداوند آهنگ اجتماع قلوب و تحول قلوبش را با انقلاب اسلامی ایران شروع کرد و حضرت امام (ره) آن را به زیبایی نشانمان داد وقتی که فرمود این تحولی که در انسان ها پیدا شد، از تحولی که در این رژیم پیدا شد بالاتر است. یک روز بود که اگر یک پاسبان می‌آمد در بازار تهران، که بزرگترین بازار ایران است، و می‌گفت که «۴ آبان» است و باید بازارها تعطیل بشوند یا بیرق بزنند، احدی به خودش اجازه نمی‌داد که مخالفت کند. در ذهنش وارد نمی‌شد که با پاسبان مگر می‌شود مخالفت کرد! خدای تبارک و تعالی در مدت کمی همچو متحول کرد این ارواح طیبه را، همچو پشت و رو کرد این نفوس قدسیه را، که در خیابانها راه افتادند و فریاد کردند «مرگ بر این سلطنت پهلوی»! جلوی مسلسلها، جلو تانکها می‌پریدندروی تانکها و همان جا شعار می‌دادند. این تحول یک معجزه واضحی است که در یک مدت کوتاهی برای یک ملت، در همه اقشار، این تحول پیدا شد.»

پرده نهم:

در مرحله بعدی خداوند «بیداری اسلامی» را عطا کرد تا قدمی جلوتر به سمت وعده تشکیل امت واحده و نابودی بنی اسرائیل برویم، اما ما قدر ندانستیم و با تحلیل های غلط این «آیه» بزرگالهی رو به این و آن ربط دادیم، به خودمان گرفتیم وحاصل مدیریت خودمان دانستیم درحالیکه تحول قلوب بود و کار خدای متعال...سران کشورها هم درک نکردند و انقلاب ها را حاصل قدرت خودشان دیدند و حکومت هایشان عمری چند روزه گرفت... قدر ندانستیم و نتوانستیم از این فرصت استفاده کنیم. تا سال 89 که به نوعی شروع بیداری اسلامی بود راه پیمایی های اربعین با جمعیت های کم و چند ده هزاری انجام می شد؛ اما بعد از اینکه فرصت «بیداری اسلامی» را از دست دادیم خدای متعال آیه ای بزرگتر و عظیم تر نشانمان داد تا بفهمیم که دست قدرت اوست که عالم را به سمت وعده ها می کشاند...

پرده دهم:

اربعین...

حالا چند سالی هست که سال به سال بر جمعیت میلیونی افزوده می شود و انگار نه انگار که این کشور درگیر جنگ داخلی است و فضای آن پر از خطر، قلب ها از همه جای جهان به سمت کربلا کشیده می شود... حالا همگان در حیرت مانده اند که دست قدرت خدای متعال چنان اجتماع قلوب را رقم زده است که از آمریکا و اروپا، از آفریقا و آسیا قلب ها به سمت کربلا کشیده می شود و پا ها هرطور که شده محکومند به همراهی... آینده این جمعیت چیست؟ می توانیم بگوییم اربعین آیه ایست عظیم برای تحقق وعده نابودی بنی اسرائیل؟ خدایا ما شهادت می دهیم که هیچکس در این ماجرا دخالتی نداشته و این تنها و تنها حاصل دست قدرت توست... بارالها! چه زیبا نشانمان دادی که «صراط الذین انعمت علیهم» یعنی بر جاده ای به مقصد امام(ع) حرکت کردن و آنوقت تمام نعمات توسط تو در این جاده قرار گرفتن... بارالها! در این راه پیمایی مسیحیان هم می آیند، سنی ها هم می آیند، خدایا ما شهادت می دهیم که تو درحال رقم زدن ماجرایی عظیم هستی و ما آرزویمان این است که قسمتی هرچند حقیر از ماجرای تو باشیم... خدایا پیامبر(ص) فرمود:« ان لربکم فی ایام دهرکم نفحات الا فتعرضوا لها» (همانا در زمان های شما نفحه هایی از جانب ربتان وجود دارد هشیار باشید و خود را در معرض آن ها قرار دهید.) خدایاما شهادت می دهیم که اربعین نفحه آسمانی توست در این زمانه دنیا، تا به وسیله آن اجتماع عظیم قلوب را حول محور امام(ع) شکل دهی و وعده نابودی بنی اسرائیل را رقم بزنی... خدایا اجازه می دهی که ما هم در این آیه عظیم تو قسمتی از صحنه باشیم...؟

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۳ آبان ۹۵ ، ۲۲:۱۸
علی...

خبر آمد خبری در راه است...

قمرالحسین(ع) خطبه خوانده است...

وَ لَولا حِکمَ اللهِ الجَلیه وَ اَسرارُهُ العِلّیه وَاختِبارُهُ البَریه لِطارِ البَیتِ اِلیه قَبلَ اَن یمشی لَدَیه قَدِ استَلَمَ النّاسُ الحَجَر وَ الحَجَرُ یستَلِمُ یدَیه وَ لَو لَم تَکُن مَشیةُ مَولای مَجبُولَةً مِن مَشیهِ الرَّحمن، لَوَقَعتُ عَلَیکُم کَالسَّقرِ الغَضبانِ عَلی عَصافِیرِ الطَّیران.

و اگر حکمت های خداوند بلند مرتبه نبود و اسرار بالا و امتحانات موجودات نبود، همانا بیت به سوی ایشان [ امام حسین (علیه السلام)] پرواز می کرد؛ قبل از اینکه مردم حجر را لمس کنند، حجر دستانش [ امام حسین (علیه السلام)] را استلام می کند و اگر خواست مولای من خواست خداوند رحمن نبود هر آینه بر سر شما مانند بازِ شکاری که بر گنجشکان فرود می آید نازل می شدم.

کاروان حسین(ص) راه شب را پیش گرفته است تا پرده های عظیم سقیفه را بشکافد...

مَنْ کانَ باذِلا فینا مُهْجَتَهُ، وَ مُوَطِّناً عَلى لِقاءِ اللّهِ نَفْسَهُ فَلْیَرْحَلْ مَعَنا فَاِنَّنِی راحِلٌ مُصْبِحاً اِنْ شاءَ اللّهُ تَعالى

پ.ن:

فاطمه جان...

کاروان حسین شما راه افتاده است... می شود ما هم وارد کاروان کنید... تا دل از دنیا بکنیم و برای مهدی حرکت کنیم...

میشود میانه های شب که خیمه ی حسین(ص) در بیابان های دور از دنیا برپا می شود ما هم زیر چادر شما از فضای این خیمه تنفس کنیم که ولله...فِی بُیُوتٍ أَذِنَ اللهُ أَن تُرْفَعَ وَیُذْکَرَ فِیهَا اسْمُهُ یُسَبِّحُ لَهُ فِیهَا...

همه ی امید ما به این کاروان است...



۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ شهریور ۹۵ ، ۲۲:۳۱
علی...